بانو ! قرار ثانيه ها را به هم نريز
-
تاریخ: 1396/9/15 ساعت: 20:31
بدست علیرضا بابایی در دسته هخا هاشمی تاریخ : 96/9/12 ساعت : 9:56 صبح بانو ! قرار ثانیهها را به هم نریز موهات را ببند و فضا را به هم نریز بگذار در خیال خودم هی ببوسمت رویای عاشقانهی ما را به هم نریز کمتر به فکر خط ِ لب و چشم و سرمه باش آرایش قشنگ خدا را به هم نریز از کوچهها که میگذری فکر خلق باش اعصا...
من اتفاقي رو به بحرانم ،نگفتم؟
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 16:59
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/9/7 ساعت : 5:41 عصر من اتفاقی رو به بحرانم ،نگفتم؟ ارامشی از جنس طوفانم,نگفتم؟ یک حادثه،یک ازدحام پر تناقض از رفتن و ماندن گریزانم ،نگفتم؟ تو عاشق پاییز بودی خاطرم هست صد حیف من مرد زمستانم،نگفتم؟ با من هوایت ابری و دلگیر می شد من خیس تر از روح بارانم ،نگفتم؟ ان...
بعد از تو هم انتظار را فهميدم
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:42
بدست علیرضا بابایی در دسته مهدی صادقی مود تاریخ : 96/7/10 ساعت : 4:31 عصر بعد از تو هم انتظار را فهمیدم هم معنیِ عشق و یار را فهمیدم موضوعِ تمام شعرهایم شدی و آلوده شدن، دچار را فهمیدم با حالت گیسوی به هم بافته ات معنای طناب دار را فهمیدم درمحضرعشق تا که سَر خَم کردم افسار شدم ، سوار را فهمیدم با عش...
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:42
بدست علیرضا بابایی در دسته ناشناس تاریخ : 96/7/17 ساعت : 9:32 صبح گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بدستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور میشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام ت...
مرده ام ؛ اين نفس تازه ي من فلسفه دارد
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:42
بدست علیرضا بابایی در دسته کاظم بهمنی تاریخ : 96/7/22 ساعت : 10:59 صبح مرده ام ؛ این نفس تازه ی من فلسفه دارد روی پا بودن این برج ِ کهن فلسفه دارد سنگ این است که من فکر کنم"قسمتم این بود" تیشه بر سر زدن «سنگ شکن» فلسفه دارد دوستی با تو میسّر که نشد نقشه کشیدم با رفیقان شما دوست شدن فلسفه دارد گفته ب...
اي عشق! تو که قصّه و افسانه نبودي
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:42
بدست علیرضا بابایی در دسته فرهاد شریفی تاریخ : 96/7/23 ساعت : 7:44 عصر ای عشق! تو که قصّه و افسانه نبودی در چشم من این گونه غریبانه نبودی آن قدر که من عاشق و مجنون تو بودم لیلی من ِبی کس و دیوانه نبودی هم در دل من بودی و هم درد دل من! در خانه ی من بودی و همخانه نبودی من مرغک بی بال و پری بودم و افسو...
حس مي کنم کنار تو از خود فراترم
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:42
بدست علیرضا بابایی در دسته اصغر معاذی تاریخ : 96/7/27 ساعت : 3:31 عصر حس می کنم کنار تو از خود فراترم درگیر چشم های تو باشم رهاترم دلتنگی ام کم از غم تنهایی تو نیست من هرچه بی قرارترم...بی صدا ترم گاهی مقابل تو که می ایستم نرنج پیش تو از هر آینه بی ادعاترم قلبی که کنج سینه ی من می زند...تویی من با غ...
دلم تا برايت تنگ ميشود
-
تاریخ: 1396/9/6 ساعت: 23:42
بدست علیرضا بابایی در دسته گروس عبدالملکیان تاریخ : 96/9/6 ساعت : 8:3 عصر دلم تا برایت تنگ میشود نه شعر میخوانم نه ترانه گوش میدهم نه حرف هایمان را تکرار میکنم دلم تا برایت تنگ میشود مینشینم اسمت را مینویسم مینویسم..مینویسم بعد میگویم این همه او پس دلتنگی چرا؟ دلم تا برایت تنگ میشود میمِ مالکیت، به ...
چيزي که از من خواستي جز دل بريدن نيست
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 5:12
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/8/22 ساعت : 11:28 صبح چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست چیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیست دنبال آرامش مگرد ای رود سرگردان چیزی که در دریا
قاضي شهر شده عاشق چشمان زني
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:12
بدست علیرضا بابایی در دسته علی اصغر شیری تاریخ : 96/8/9 ساعت : 9:50 صبح عشق آغاز خوشی نیست، که بیفرجامی است هر دری را بزنی، عاقبتت ناکامی است همهی پنجرهها بستهتر از زندانند همهی
به شب و پنجره بسپار كه بر مي گردم
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:12
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/8/11 ساعت : 3:57 عصر به شب و پنجره بسپار که بر می گردم عشق را زنده نگه دار که بر می گردم بس کن این سر زنش "رفتی و بد کردی" را دست از این خاطره بردا
وقتي که تو نيستي
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 13:12
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/8/13 ساعت : 10:20 صبح وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد..... من فکر می کنم در غیاب تو همه ی خانه های جهان خالی ست، همه ی پنجره ها بسته است،
لذتي بياد ماندني است
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 22:00
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/6/21 ساعت : 11:4 صبح از مترسکی سوال کردم آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشدهای؟ پاسخم داد و گفت: در ترساندن و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم. اندکی اندیشیدم و سپس گفتم: راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده ...
چه شود پر شود از حجم لطيفت بغلم
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 22:00
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/6/21 ساعت : 11:15 صبح چه شود پر شود از حجم لطیفت بغلم نازکم! دلبرکم! شور کلامم! غزلم! گرچه لشکر کشد از هر طرفی غم سویم تلخی ای نیست چو الطاف تو باشد عسلم! عشوه های تو در آشوب دلم بی بدل اند من هم ای زلزله در درک لبت بی بدلم در لبت مستی انواع شراب ناب است من اگر ...
علّمت همه شوخي و دلبري آموخت
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 22:00
بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/6/23 ساعت : 10:40 صبح علّمت همه شوخی و دلبری آموخت جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت غلام آن لب ضحاک و چشم فتّانم که کید سحر به ضحاک و سامری آموخت تو بُت چرا به معلم روی که بتگر چین، به چین زلف تو آید به بتگری آموخت؟ هزار بلبل دستان سرای عاشق را بباید از تو سخن گف...
نمي گويم همين شبهاي ابرآلود برگردي
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 22:00
بدست علیرضا بابایی در دسته محمدسعید میرزایی تاریخ : 96/6/23 ساعت : 10:43 صبح نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی تو فرصت داری از هر جای این تقویم بی تاریخ بدون هیچ مرز، ای عشق نامحدود برگردی! تو فرصت داری ای زیباترین فردای فرداها!... سحرگاهی که خواهی ماند...خ...
شقايق تا تو را ديده
-
تاریخ: 1396/6/29 ساعت: 22:00
بدست علیرضا بابایی در دسته سونیا نوری تاریخ : 96/6/24 ساعت : 7:6 عصر شقایق تا تو را دیده، چه غنچه کرده لب ها را چه حرصی میخورم میبینم این فرصت طلب ها را! شنیدم آسمان گفته: شبیه توست خورشیدش نمی بایست داد اصلا جواب بی ادب ها را! تو از یک ماه کامل هم برایم ماه تر هستی چ فخری می فروشم من تمام نیمه شب ه...
يقين دارم توهم من راتجسم ميکني گاهي
-
تاریخ: 1396/6/18 ساعت: 10:30
بدست علیرضا بابایی در دسته اسماعیل مزیدی تاریخ : 96/6/17 ساعت : 8:0 عصر یقین دارم توهم من راتجسم میکنی گاهی به خلوت با خیال من تکلم میکنی گاهی هر آن لحظه که پیدا میشوی از دور مثل من به ناگه دست وپای خویش راگم میکنی گاهی چنان دریای ناآرام و توفانی، تو روحم را اسیر موج های پر تلاطم میکنی گاهی دلم پرمی...
ماندم...چرا ميبينمت با اين و آن بيچاره من !
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 6:30
بدست علیرضا بابایی در دسته مجتبی سپید تاریخ : 96/6/13 ساعت : 11:18 صبح ماندم...چرا میبینمت با این و آن بیچاره من ! بعد از تو من میمانم و جنگ روان بیچاره من! تنها کلام نقش من تکرار افسوس است در سریال اُف بر زندگی "این داستان"بیچاره من! تقدیر مجذوبان تو چیزی جز این تفسیر نیست بیچاره او بیچاره این بیچا...
چنان سيلي که ميپيچد به هم آبادي ما را
-
تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 21:34
بدست علیرضا بابایی در دسته جواد زهتاب تاریخ : 96/6/3 ساعت : 8:28 عصر چنان سیلی که میپیچد به هم آبادی ما را غم تو میبرد با خود تمام شادی ما را به این امید میگردم مگر خاک رهت گردم که دامانت برانگیزد غبار وادی ما را مرا هر چند میخواهی ولی در بند میخواهی رها کن گیسوانت را ، بگیر آزادی ما را تو از لیلی ن...